السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

1168

تعليقات نقض ( فارسى )

الأسير فعفا السلطان عنه و كتب الشيخ علي بن الحسن الباخرزيّ كتاب الفتح » . استاد فقيد عباس اقبال در تاريخ عمومى و ايران گفته ( ص 324 ) : « پس از فتح گرجستان و ابخاز الب ارسلان امارت تفليس را بامير كرد نژاد گنجه يعنى امير فضلون واگذاشت و از راه قارص بفتح قلعهء آنى ( در مغرب ايروان بر سر راه اخلاط در ارمنستان ) رفت و پس از مدّتى محاصره آنجا را از تصرّف عيسويان بيرون آورد و بر اثر اين فتوحات نام الب ارسلان در جميع بلاد اسلامى بپيچيد و خليفه امر داد تا علنا بر منابر بدعا و ثناى سلطان سلجوقى قيام نمايند » . امّا پيكار اوژكند اشاره به حركت سلطان الب ارسلان است بسمرقند كه منتهى بقتل او شد و ابو الحسن بن أبى الفوارس در أخبار الدولة السلجوقيّه تحت عنوان « مسير السلطان الأعظم عضد الدولة أبي شجاع الب ارسلان بن داود بن ميكائيل بن سلجوق الى سمرقند و شهادته بها » ببيان آن پرداخته است و همچنين ساير مورّخان . و اوزكند شهريست در ماوراء النهر از نواحى فرغانه و ما در چند مورد از اين كتاب نام آن را برده و بنقل كلام جغرافىنويسان در ترجمهء آن پرداخته‌ايم ، و همچنين در تعليقهء 93 ضمن بحث از « منوچهريان » از « شهر آنى » و « امير فضلون » نام برده و نقل قول بعضى تاريخ‌نويسان را كرده‌ايم ( رجوع شود بص 636 - 637 ) تعليقهء 174 ( ص 478 ؛ س 16 ) در بيان مثل « مار شدن مور » اينكه مصنّف ( ره ) گفته : « آن مور را پيش از آنكه مار شود بمالد » از استعمال اين تعبير در كلمات نويسندگان برميآيد كه اين جمله در حكم مثلى است كه فصحاء آن را به كار مىبرند ، و كافى است در اثبات اين مدّعا اين دو بيت زيرين كه در تاريخ بيهقي ( ص 594 ) آمده است : مخالفان تو موران بدند مار شدند * برآر از سر موران مار گشته دمار مده زمانشان زين بيش و روزگار مبر * كه اژدها شود ار روزگار يا بدمار »